عبد الله قطب بن محيى

73

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

مطيعهء صالحه‌اند ، و باقيان كه به مقتضى دانش انبيا در كار درنمىآيند ، به مثابهء اعضاى مئوفهء فاسده‌اند ! همچون دست اشل كه به فرمان دل نجنبد و اثر دل به او نرسد . و آن صفت صالحه كه در فريق اوّل است كه به آن متابعت اوامر انبيا كنند ، مسمى است به اخلاص و عبارت است از احسان مفسّر به ( ان تعبد اللّه كانّك تراه فان لم تكن تراه فانّه يريك ) و آن به مثابهء حيات عضو است ، چنانچه هر عضو كه زنده است ، اثر دل به وى مىرسد و به فرمان دل مىجنبد . همچنين هر آدمى كه اخلاص دارد مشايعت و متابعت اوامر انبياء اللّه كه به مثابت دل‌اند در عالم انسانى مىكنند و هركس كه از اخلاص محروم است ساكن‌وفاتر است . اخلاص روحى است الهى كه دميده مىشود از محل مشاهده در آن‌كس كه برمىگزيند خداى عزّ و جلّ او را كه وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا . « 1 » و بر اين ضعيف چنين روشن شده كه هيچ عمل در عالم ، اصعب از اخلاص نيست ، اگرچه بر آن‌كس كه خداى عزّ و جلّ آسان مىكند به غايت آسان است . اما بر ديگران چنان صعب و ثقيل است كه اگر ايشان را تكليف كنند به حمل جبال و صعود بر سما مگر چنان صعب باشد و قد ورد فى وصفهم : وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ « 2 » و اگرچه اخلاص سرّى است از سرّ خداى و محل آن از آدمى جز خداى عزّ و جلّ نداند اما آن را از دل متواضعان و منصفان و اسخيا و اهل حيا بايد جست كه غالبا مقارن چنين صفات مىباشند . و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم و السلام على وليى . * * *

--> ( 1 ) . سوره شورى ، آيه 52 « و همين گونه روحى از امر خودمان به سوى تو وحى كرديم ، تو نمىدانستى كتاب چيست و نه ايمان [ كدام است ] ولى آن را نورى گردانيديم كه هركه از بندگان خود را بخواهيم به‌وسيله آن راه مىنماييم » . ( 2 ) . سوره انعام ، آيه 125 « هركه را بخواهد گمراه كند ، دلش را سخت تنگ مىگرداند ، چنان كه گويى به زحمت در آسمان بالا مىرود » .